سال ۹۲ چگونه گذشت؟

همانطور که حتما در جریان هستید، سال ۹۲ با سرعت نور در حال ترک کردن ماست و می‌خواد جای خودش رو به سال ۹۳ بده. به همین دلیل، امروز می‌خوام سال ۹۲ رو جمع‌بندی کنم و ببینم که چه اتفاق‌هایی در این سال برای من افتاده و چگونه گذشته. ترجیح دادم که این گزارش کمی کامل‌تر باشه و اون رو در وبلاگم منتشر کنم. پس با من همراه باشید.

 تحویل سال ۹۱ و بهار ۹۲:

در لحظه سال تحویل مثل سال‌های قبل، سال را تحویل کردیم و سپس به سمت جنوب شرقی کشور و چابهار حرکت کردیم. پس از اون به سمت بندرعباس و یزد رفتیم. این سفر از استانداردهای سفرهای قبلی ما کمی دور بود و خیلی بهم نچسبید. اما باز هم از هیچی بهتر بود.sal-tahvil-92

chabahar

به طور کل، در اردیبهشت اتفاق خاصی در خاطرم نیست. در خرداد ۹۲ دوره هنرستان به پایان رسید و قطعا دلم برای اون روز ها تنگ می‌شه. اگر هنوز دوره هنرستان و دبیرستان هستید، بدونید که هرچقدر خوش بگذرونید براتون بهتره. چون توی دوره دانشگاه عمرا نمی‌تونید اون حجم شادی و خنده رو تجربه کنید.

تابستان ۹۲، درس و کنکور:

کنکور در زندگی افرادی مثل من و شما نقش مهمی رو ایفا می‌کنه. کنکور شتری هست که بلاخره در خونه هر کسی می‌خوابه و شما نمی‌تونید اون رو جدی نگیرید. کشوری که هنوز مدرک برای همگان اهمیت بالایی داره پس باید کنکور در اولویت اول زندگی هر کسی قرار بگیره. به همین دلیل، من مطالعه خودم برای کنکور رو از روزهای ابتدایی تیر آغاز کردم و از روزی ۵-۶ ساعت تا روزهای آخر به ۱۲ ساعت رسوندم و در انتها در ۲۵ مرداد:

konkoor

در روزهای بعد از کنکورم طبق صحبتی که با گروه وب‌دانش کرده بودیم، در دو دوره تخصصی سئو تدریس کردم که اولین تجربه تدریسم در یک دوره آموزشی بود. در این دو دوره افرادی از مشهد و دیگر شهرهای کشور حضور داشتن که برای من تجربه بسیار خوبی رو رقم زد و تونست بهم بفهمونه که “تدریس به اون سادگی‌ها هم نیست”

در حین برگزاری کلاس‌های وب‌دانش،  همکاری با گروه برگزارکننده استارتاپ ویکند مشهد رو آغاز کردیم که باعث شد جلسات خوبی برای هماهنگی و برگزاریش داشته باشیم که در راه برای آشنایی با افراد جدید به روم باز کرد.

swmashhad

swmashhad2

در حین برگزاری استارتاپ ویکند نتایج کنکور مشخص شد:

1238947_527041257370571_721830082_n

و با انگیزه بیشتری درگیر کارهای اجرایی بودم و در انتها:

اتمام برگزاری استارتاپ ویکند در کنار دوستان گل

پایان اولین استارتاپ ویکند مشهد

پایان اولین استارتاپ ویکند مشهد

پایان اولین استارتاپ ویکند مشهد

پاییز، سلطان فصل‌ها:

پس از برگزاری استارتاپ ویکند مشهد، باید در مشهد مستقر می‌شدم و البته شدم. روزهای اول در تلاش بودم تا با محیط خوابگاه دانشگاه منتظری ارتباط برقرار کنم، اما فاصله و تفاوت افکار من با هم‌اتاقی‌هایم باعث شد که بیشتر از یک هفته دوام نیاورم. اما همین چند روز هم تجربیات نسبتا جالبی برام به همراه داشت. این که چطوری با تعداد فراوانی پسر در یک‌جا می‌شه زندگی کرد!

مدتی بود که می‌خواستم برم تهران و بهانه‌ای برای این ماجرا نداشتم. اما با شروع ثبت‌نام برای OWP، این مسئله رو قطعی کردم و به همراه دوست خوبم امیر اخگر سفر یک‌روزه‌ای برای شرکت در OWP 1392 داشتیم. شاید مسافرت یک روزه ما بسیار کوتاه بوده باشه، اما خیلی از دوستان آنلاینم رو دیدم و تونستم برای لحظاتی در اون جمعی که واقعا دوستش دارم قرار بگیرم.

owp1392

تقریبا از اوایل آبان بود که با گروه برگزاری روشن‌شوی مشهد همکاریم رو شروع کردم و تونستیم در تاریخ ۱۴ آذر روشن‌شوی اول مشهد رو برگزار کنیم. شاید کیفیت رویداد اول خیلی خوب نبوده باشه، اما با سعی و تلاش تونستیم دومیش رو بسیار بهتر برگزار کنیم. در رویداد اول من سخنرانی‌ای با موضوع “وبلاگ‌نویسی چگونه زندگی من را تغییر داد؟” داشتم.

در حال ارائه در روشن‌شوی اول مشهد

در حال ارائه در روشن‌شوی اول مشهد

تیم برگزاری اولین روشن‌شوی مشهد

تیم برگزاری اولین روشن‌شوی مشهد

ادامه ماه آذر و دی با کار و امتحانات گره خورده بودم. از طرفی، هنوز به مشهد و زندگی نسبتا مستقل عادت نکرده بودم و فکر می‌کردم که راه برای حل و جبران خیلی از مشکلاتم بسته است. اما خوشبختانه بودن دوستانم باعث شده بودن که هیچ‌گاه احساس تنهایی نکنم و توسط آنها نسبت به علایقی که داشتم تشویق می‌شدم. در همین زمان‌ها بود که دوتار نوازی را آغاز کردم. چیزی که برای مدت‌ها بهش علاقه داشتم و با تشویق دوستانم محقق شد.

زمستان و داستان‌هایش:

مجدد امیدم رو بدست آورده بودم و در حال تلاش برای رفع مشکلات پیش آمده بودم. یادتون باشه که مشکلاتی که طی زمان پیش اومدن با گذشت زمان و تلاش شما رفع می‌شن و نیازی نیست به خاطرش خودخوری کنید.

پس از اتمام امتحانات اولین ترم دانشگاه، فرصتی پیش اومد تا کارهای خودم رو مجدد سر و سامان بدم و بتونم اوضاع کاری رو بهتر کنم. از طرفی، تیم یک ادمین گسترده تر شد و دو تن از دوستان خوبم در بخش خدمات مشغول به فعالیت شدن. خودم هم به عنوان مدیر کیفیت در آرنیکاوب هم مشغول به کار شدم. این کار بیشتر به عنوان یک Hobby برای من می‌مونه، این که بتونم با بررسی‌ها و تجاربی که دارم مشکلات یک پروژه رو به بچه‌های طراح و برنامه‌نویس گزارش کنم می‌تونه خیلی به پیشرفت من در زمینه‌‌های مخلتف کمک کنه.

توی این بازه زمانی کارهای یک ادمین کمی سنگین شده بود، به همین خاطر من دیگه سردبیر یک ادمین نیستم و بهراد جاود عزیز این مسئولیت رو برعهده داره. نوشته‌های من و دیگر نویسندگان توسط بهراد بررسی و سپس به تشخیص خودش منتشر می‌شه. اعتماد به دوستان و همکارانتون در یک مجموعه باعث می‌شه که کیفیت کار بالاتر بره و رضایت کاربران و مشتریان از شما بالاتر بره. وقتی نمی‌رسید کاری رو انجام بدید، بهتره که اون رو به دست کسی بسپارید که می‌تونه جای خالی شما رو به خوبی پر کنه.

پس از تلاش‌های فراوان تونستم اولین جلسه فعالان وب مشهد رو برگزار کنم که اگر دوستان خوبی همچون آقایان نایب، پورعلی، پورعبادی و اخگر نبودن برگزار نمی‌شد. متاسفانه به دلیل درگیری تیم برگزاری این جلسات برای برنامه‌ریزی روشن‌شوی دوم، نتونستیم خیلی روی برنامه‌ پیش بریم. اما در اولین اولویت‌های من برای سال ۹۳ برگزاری منظم و هدفمند این جلسات هست. می‌تونید با لایک کردن پیج کانون فعالان وب و فناوری مشهد از آخرین اخبار این جلسات باخبر بشید.

سامان، پارسا و من در جلسه ۰.۰ جامعه فعالان وب مشهد

سامان، پارسا و من در جلسه ۰.۰ جامعه فعالان وب مشهد

همینطور که روزها پیش می‌رفت، بحث برگزاری دومین روشن‌شوی مشهد کمی داغ‌تر شد و روزهای زیادی رو صرف برنامه‌ریزی و آماده‌سازی خودمون برای رویداد کردیم. متاسفانه دو هفته قبل از برگزاری روشن‌شوی دوم درگیر بیماری‌هایی همچون سرماخوردگی و حساسیت به یه چیز نامعلوم بودم و نتونستم خیلی خوب درگیر برنامه‌های برگزاری باشم و یا سخنرانی داشته باشم. روشن‌شوی دوم در هتل لاله برگزار شد و سعی کرده بودیم تا فضای بزرگتری رو برای رویداد در نظر بگیریم، اما با این که ثبت‌نام رو بر روی ۱۰۰ نفر در روز قبل از رویداد به پایان رسوندیم اما تقریبا ۱۵۰ نفر تشریف آورده بودن که این خودش یک سیگنال مبنی بر “فضا رو بزرگتر کنید” هست.

پس از اتمام برگزاری دومین روشن‌شو، احتمالا توییت می‌کردم.

پس از اتمام برگزاری دومین روشن‌شو، احتمالا توییت می‌کردم.

با توجه به پیشرفت کارهای من در گروه خدمات یک ادمین، نیاز به یک سفر به پایتخت احساس می‌شد تا هم با دوستان تجدید میثاق کنم و هم با مشتریانی که داریم جلسه‌ای داشته باشم. خوشبختانه رویدادهای افترفیل و سرویس‌جم هم همزمان با این سفر شد و تونستم به هردو سری بزنم. البته این دو رویداد بیشتر باعث شد که مصطفی و امیر با من همسفر بشند و یک سفر خیلی خوب در کنار دوست‌ها و همکارای خوبم رو تجربه کنم.

یک شب خوب با دوستای خیلی خوب

یک شب خوب با دوستای خیلی خوب – حسین، مهراد، امیر و آرش عزیز

سرویس‌جم ۲۰۱۴ تهران

سرویس‌جم ۲۰۱۴ تهران – امیر، من و سالار

 نتیجه می‌گیریم که:

در کل سال ۹۲ بهترین سال زندگی من تا به الان محسوب می‌شه. پیشرفت‌های فراوان در روابط اجتماعیم،‌ دوستان جدید، همکاران جدید، کارها و مشتریان جدید، یادگرفتنی‌های جدید و دیگر تجاربی که باعث شدن طی یک سال چندین سال بزرگتر بشم. مشکلاتی که همه‌روزه در زندگیم وجود دارن و داشتن دیگه نمی‌تونن مانع حرکتم بشن و شاید فقط نقش یک سرعت‌گیر رو ایفا کنن. پس از عبور از سرعت‌گیر می‌شه مجدد اوج گرفت و دیگه آروم حرکت نکرد.

سال گذشته خیلی از عادت‌ها و تفریح‌هایی که داشتم رو در راه رسیدن به جایی که الان هستم کنار گذاشتم. از نظر فیزیکی چندین بار تغییر کردم (به طور مثال روزهای قبل کنکورم تجربه لاغری ۱۲ کیلویی در ۱.۵ ماه رو داشتم)، گردن‌دردی که به خاطر کار زیاد بود و .. همه‌ این‌ها برام تجربه شدن و نقش یک راهنما برای بالابردن سطح کیفی سال آینده رو ایفا می‌کنن. دوستانی که بودن و سعی کردن که نذارن علایقی که دارم به خاطر مشکلاتم از بین برن و با تشویق‌ها و انگیزه‌دادن‌هاشون تونستن من رو خوشحال‌تر کنن. دوستانی که بودن و حرفهای من رو شنیدن و نذاشتن که فقط توییتر همدم لحظاتم باشه. افرادی هم بودن که در سال گذشته در کنار من حداقل به عنوان یک دوست دیگه نیستن و دلم براشون تنگ می‌شه. زندگی بالا و پایین داره و ما هم ناگزیر به همراهی اون هستیم.

چند روز آخر سال رو هم می‌خوام به اتمام کارها و برنامه‌ریزی برای ۹۳ای که پیش روست صرف کنم.

در انتها، از همه کسایی که بودن، نبودن و یا حتی خواهند بود تشکر می‌کنم. راستی تولد گلاره (دخترعموم) هم از اتفاقای خوب ۹۲ بود :)

gelareh

24 دیدگاه

  1. حمید

    خوب ، زیبا ، پرتنش
    موفق باشی ;)

  2. سراج

    خیلی خوب بود.کاره قشنگی کردی اینجا نوشتیش. :)

  3. SM-Mahdavi

    سلام
    خوشم میاد همیشه تو حرکتی.. هم به خودت و هم به اطرافیانت انرژی میده..
    امیدوارم همیشه موفق باشی

  4. امین

    خیلی عالی.
    از معدود افرادی هستی که با برنامه کار میکنه و همیشه هدفش رو دنبال میکنه.
    استارت‌آپ ویکند مشهد هم بهانه ی خوبی بود که چند روزی در خدمت مسعود باشیم
    همیشه سربلند باشی

    1. admin

      قربانت امین‌جان. گرچه نشد بیرون از محیط برگزاری در خدمتت باشیم و زودی رفتی :)

      1. امین

        در اسرع وقت ایشالا همدیگه رو میبینیم.روزای خوبی پیش رو داریم

  5. سامان سالاری

    عزیزمی…
    خیلی متن خوبی بود کامل خوندم و خیلی لذت بردم …
    ایشالا به همه ی هدف هات میرسی مسعود جان.
    چون این توان رو توی تو دیدم و مطمئنم که خیلی زودتر از اون چیزی که فک میکنی خواهی رسید.
    خوشحالم امسال حضورا باهات بیشتر آشنا شدم (هرچند از قبل. . . . :)) )
    ایشالا همی دوستیایه که ممانه :))
    تی فدا

  6. یاسر فاطمی

    این آخری که گفتی خیلی مهم بود. تولد جیگر و نفس بابا

  7. Mohammad Karimi

    با امید موفقیت روزافزون.

  8. mohsen

    عالی بود انشاالله که همیشه موفق باشی

  9. حسین همت یار

    خسته نباشی مسعود جان . انشالله که هر روز موفق تر از دیروز ببینیمت :)

  10. میلاد کرمی

    عالی بود

    خوشحالم از اینکه توی اتفاقات افتاده برات در سال 92 من هم دخیل بودم و از دومین دوره آموزشی سئو در خدمتت بودم.

    امیدوارم روز به روز شاهد پیشرفت و موفقیت روز افزونت باشم و به زودی دوباره ببینمت.

  11. hasan gilak

    فکر میکردم کنکور فوق میخوای بدی با این چهره … . از سال پرکارت انرژی گرفتم خیلی . موفق باشی

  12. محمد

    همیشه موفق و سالم باشی مسعود جان. تجربه آشنایی با تو و یه سری دیگه از دوستان توی سال ۹۲، برام خیلی خوب بود و دیدگاهم رو نسبت به خیلی موضوعات باز کرد و یا تغییر داد. مثلاً فهمیدم که افرادی که خیلی جاها اسمشون رو میبینی یا از تجربیاتشون استفاده میکنی، آدم فضایی یک چشم با اخلاق مسخره و اینجور چیزا نیستن. نبایست از دور قضاوت کرد.
    اینکه بعد از استارت‌آپ ویکند اول توی دانشگاه دیدمت، برام خیلی جالب بود. دوباره حس کردم دنیا اونقدرام بزرگ نیست…
    مجدد برات آرزوی موفقیت و سلامتی میکنم. سال کاری و شخصی خوبی داشته باشی. ^^

  13. محسن برجی

    متن سال‌نگارت را کامل خواندم. کار جالبی بود که به قلم آوردی و به اشتراک گذاشتی.
    برایت در سال جدید موفقیت و شادکامی و اتفاقات خوب آرزومندم.

  14. محمد رضا عظیم مزرجی

    مسعود اگه با تو آشنا نمی شدم به سمت وب کشیده نمی شدم و خوشحالم که دوسال تو هنرستان با هم بودیم امیدوارم همیشه موفق باشی

  15. ابوالفضل

    خیلی خوبه، یه سری رو آوردی با خودت به سمت وب قراره بیچاره بشن :)) خودت هم که کلی موفقیت داشتی، امیدوارم سال ۹۳ برات بهتر از ۹۲ باشه .

    1. admin

      من شرمسارم جناب فتاحی :))

  16. حمید

    چه زیبا نوشتی! از معدود آدم های هدفمند هستی که تا به امروز دیدم. موفق و سربلند باشی.

  17. مسلم میرزایی

    سلام آقای فاطمی
    این اولین باری هست که در وبلاگ شخصی شما نظر می‌دهم.
    لازم می‌دانم که به خاطر موفقیتهای خوبی که داشتید به شما تبریک بگویم.
    من همیشه پستهایی که در یک ادمین می‌نویسید را می‌خوانم و باید بگویم پستهایتان بسیار عالی و پرمحتوا هستند.
    برایتان در سال جدید موفقیت و سلامتی آرزو می‌کنم.
    راستی داشت یادم می‌رفت.اگر وقت کردیدبه لینک زیر یک سر بزنید مطلبی است که درباره شما نوشته شده .
    http://proweb.blogsky.com/1392/12/25/post-43

  18. یونس میربهاءالدین

    سلام مسعود جان وقتی ادمایی مثل تورو میبینم انگیزم خیلی زیاد میشه برای یادگیری و کار و کسب تجربه در زمینه وب
    خوش بحالت چه سال پر از حرکت و تکاپو رو سر کردی درسته کار کردن در فضای مجازی و مدام نشتن پشت سیستم عواقبی داره ولی اینجور کارکردن خیلی لذت داره
    امیدوارم سال 93 سال بهتری باشه موفق باشی
    اگه افتخار بدی خیلی دوست دارم باهم آشنا شیم تا هم بتونم از تجربیاتت استفاده کنم هم یه دوست جدید پیدا کنم

  19. امیررضا فخرایی

    سلام …
    متنو کامل خوندم لذت بردم تقریبا سالی مثل من داشتی هم کنکور هم تجربه های جدید در وب …
    موفق باشی …

  20. محمد حسین

    خیلی خوب بود موفق باشی

  21. Pingback: سال ۹۳ چگونه گذشت؟ |‌ وبلاگ مسعود فاطمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *